محمد مهدى ملايرى
72
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زمان در زبان عربى مطرح مىبود ، يعنى نارسايى آن از لحاظ اصطلاحات جديد ، براى مفاهيم دانش و فرهنگ نو ، و دشوارى قواعد دستورى و بلاغى آن ، مشكل ديگرى را مطرح ساخت كه تا آن زمان بدان صورت مطرح نبود و آن مشكل خط عربى بود كه به گفتهء وى اگر درصدد اصلاح آن برنيايند روزى مردم عربىزبان هم ناچار خواهند شد كه از همان راهى بروند كه تركها رفتند . او كمى بيش از نيم قرن پيش در كتاب « مستقبل الثقافة فى مصر » ( آينده فرهنگ در مصر ) نوشت : « من تنها اصلاح صرف و نحو و علوم بلاغت را كافى نمىدانم ، بلكه در زبان عربى اصلاحى ريشهدارتر از اين را خواهانم ، اصلاحى كه شامل خواندن و نوشتن ، يعنى خطى كه با آن مىنويسيم و مىخوانيم نيز بشود . . . مىخواهم خطى داشته باشيم كه صورت راست و دقيق سخن باشد و آن را بدانگونه كه گفته مىشود نشان دهد ، نه اينكه تنها بخشى از آن را در خود منعكس سازد ، يعنى نيمى از آن را بنماياند و نيم ديگر را ناديده بگيرد . من مىخواهم كه خط عربى ، هم تمام حروف و حركات را بهطور كامل و شامل نشان دهد ، و هم اينكه آسانى و سادگى و سرعت در يادگرفتن آن و صرفهجويى در وقت و مال و زحمت در آن رعايت شده باشد . . . اين اصلاح اگر انجام يابد - و حتما بايد اين كار بشود - مانع از آن خواهد شد كه ما هم به همان اقدامى كه تركها بدان دست زدند و اكنون بسيارى از مردم طالب آن شدهاند ناچار شويم . يعنى اينكه يك باره همهء اين دشوارىها را كنار بگذاريم و خط عربى خود را به خط لاتينى تبديل كنيم » . در آن تاريخ كه دكتر طه حسين آن مطالب را نوشت و منتشر ساخت و اكنون كمى بيش از نيم قرن از آن مىگذرد ، اين نظر تا حدى انقلابى و طه حسين هم مردى سنتشكن شناخته مىشد ، ولى بعدها كه در اثر رواج روزافزون دانش و فرهنگ غرب در مصر كسانىكه مىخواستند نه تنها به علم و تكنولوژى غرب بلكه حتى به ادبيات و فلسفه هم در چهرهاى زندهتر و زايندهتر دست يابند ناچار